السيد هاشم البحراني ( مترجم : ياسرى )
66
معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى )
در تقسيم آن ستم كرده است ، زيرا سهم خود را با پيمانهء تمام برداشته اما سهم زارع را با پيمانهء ناتمام داده است . « 1 » مولاى ما فرمودند : فرزندم ، راست گفتى . سپس به احمد بن اسحاق فرمودند : همه را بردار و به صاحبانش برگردان و يا سفارش كن كه آن را به صاحبانش برگردانند كه ما را به آن حاجتى نيست ، و جامهء آن عجوز را بياور . « 2 » احمد گفت : آن لباس در جامهدانى بود كه من فراموشش كردهام . چون احمد بن اسحاق رفت تا آن لباس را بياورد ، امام عليه السّلام به من نظر نمودند و فرمودند : تو براى چه آمدى ؟ « 3 » عرض كردم : احمد بن اسحاق مرا به ديدار مولايمان تشويق كرد . فرمودند : و مسائلى كه مىخواستى بپرسى ؟ « 4 » گفتم : مولاى من ، آن مسائل نيز به حال خود باقى است . فرمودند : از نور چشمم بپرس ؛ « 5 » ( و به فرزند گرامىشان اشاره نمودند ) .
--> ( 1 ) . لأنّها من ثمن حنطة جاف صاحبها على أكّاره في المقاسمة ، و ذلك أنّه قبض حصّته منها بكيل واف و كان ما حصّ الأكّار بكيل بخس . ( 2 ) . يا أحمد بن اسحاق أحملها بأجمعها لتردّها أو توصي بردّها على أربابها فلا حاجة لنا في شىء منها ، و ائتنا بثوب العجوز . ( 3 ) . ما جاء بك يا سعد ؟ ( 4 ) . و المسائل الّتى أردت أن تسأله عنها ؟ ( 5 ) . فسل قرّة عينى .